پوشاک ایرانی | iranian clothing

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان ایران زمین به گونه ای بوده است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران زیبایی او را بنگرند، وی امتناع کرد و برای این سرپیچی، به حکم داوران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد.

ایرانیان نخستین کسانی بودند که کت آستین‌دار و شلوار می‌پوشیدند. مردمان دیگر تمدن‌ها چون آشوریان، بابلیان و یونانیان شلوار نمی‌پوشیدند، حتی یونانیان به ایرانیان به دلیل پوشیدن شلوار کنایه می‌زدند تا جایی که اسکندر علی‌رغم پوشیدن لباس ایرانی، از پوشیدن شلوار امتناع کرد. علاوه بر نقش و نگارهای بدست‌آمده، در آثار تاریخ‌نگاران یونانی چون هرودوت هم این نوآوری ایرانیان بازتاب یافته‌است. در زمان اشکانیان شلوار و بالاپوش‌های آستین‌دار به تن‌پوش مرسوم در سرتاسر خاور نزدیک تبدیل شد. که نمونه‌هایی از شلوار و پیراهن این دوره را می‌توان در تندیس فلزی سردار اشکانی در موزه ایران باستان دید. در دوره ساسانیان کت کوتاه جلوبازی استفاده می‌شد که بلندای آن تا زیر سینه می‌رسید و آستین‌های بلندی داشت و با دکمهٔ دایره‌ای‌شکل در جلوی سینه بسته می‌شد. گرداگرد پایین و یقه هم به نوارهای زیبایی مزین بوده‌است. این نوع کت، در نقوش تاق بستان و بشفاب‌های نقره‌ای این دوره ثبت شده‌است. ایرانیان تا پیش از اسلام عموماً از نوعی شلوار تنگ و چسبان چرمی استفاده می‌کردند، که برای سوارکاری مناسب بود. پس از اسلام این نوع شلوارها به شلوارهای امروزی کردی شبیه‌ تر شد و بالاپوش نیز با قبا جایگزین شد. بنا به روایتی کت و شلوار به شکل امروزی در ایران از دوره صفویه رواج یافت و به خصوص پس از انقلاب مشروطه با گسترش سفرها به اروپا، کت و شلوار در میان مردان ایرانی مورد استقبال واقع شد.

در ادامه به بررسی پوشش مردمان ایران زمین در دوره های مختلف میپردازیم.

 

پوشش دوران ماد ها: 

مادها گروهی از آریایی ها بودند که رفته رفته در غرب ایران ساکن شدند آن ها که گاه و بیگاه مورد هجوم آشوری ها قرار می گرفتند تصمیم گرفتند که برای مقابله با دشمن با هم متحد شوند، به همین دلیل در نقطه ای گردهم آمدند و دیاکو را به فرمانروایی انتخاب کرد او هم دهکده ای را پایتخت خود کرد و در آنجا قصرهای پادشاهی ساخت، پس از آن این دهکده، هگمتانه یعنی محل اجتماع مردم نامیده شد .

آنان از هر طبقه و قومی که بودند برای جلوه گری هر چه بیشتر خود به هر چیزی که گمان می بردند خودآرایی است مانند یک نیاز حتمی و حیاتی دست می یافتند و در هر زمان وسایل موجود را از طلا، نقره، مفرغ، آهن تا گچ و سنگ و صدف می ساختند.

طبق نقوش برجسته و مجسمه هاى قبل از میلاد ،پوشش زنان و مردان تقریبا شبیه و یکسان است  و مرد و زن به واسطه اختلافى که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم متمایز میشوند.

پوشش دوران هخامنشیان(پارسیان):

پارسى ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشى را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس و پوشاک همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: « از روى برخى نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومى برمیخوریم که پوششى جالب دارند. پیراهن آنان پوششى ساده و بلند یا داراى راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمیخوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادرى مستطیل شکل، بر روى همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگرى تا به مچ پا نمایان است. »

 

تصویر به جا مانده بر روی تخته سنگهای دوره هخامنشی نشان می دهد که شباهتی بین پوشاک زنان و مردان پارسی وجود داشته است. زنان پارسی به جز لباس شبیه آنچه ملکه می پوشیده، لباس دیگری نیز داشته اند، پیراهن آنان پوششی ساده، بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه بوده که دامن از زانو به پایین شرابه هایی از مچ پا آویزان داشته، علاوه بر اینها زنان پارسی از چادر نیز استفاده می کردند، و آنرا بر روی تن خود می انداختند به طوری که تمام لباسهای زیر را می پوشانید. نقوشی که روی فرش پازیریک که در سیبری پیدا شده و آن را مربوط به ایران در دوران هخامنشی می دانند، این مطلب را تصدیق می کند زیرا زنانی که بر روی این فرش نقش کرده اند پوششی سر اندر پا چیزی شبیه چادر روی همه پوشاک خود داشته اند.

 

پوشش دوران اشکانیان:

 

در این دوره هم ، پوشش زنان ایرانى کامل بوده است. در این باره چنین نوشته اند: « پوشاک زنان اشکانی پیراهنی بلند روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است و پیراهن دیگری روی آن را می پوشانیده است. قد پیراهن دوم نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است و روی این دو پیراهن چادر به سر می کردند. » پیراهن ها از پارچه های منقوش (مخصوصاً قلابدوزی شده) تهیه می شده است. آنان کفش ساده دوران اشکانی را به پا می کردند و کمربندشان منحصر به نواری بوده که برای جمع کردن گشادی پیراهن در زیر سینه می بستند.

نقش برجسته پالیر در موزه لوور زنی از دوره اشکانی را نشان می دهد. این زن چادر به سر دارد و زیر آن عمامه اش به خوبی نمایان است. بر بالای پیشانی (پایین عمامه) فلزی پهن منقوش و برجسته چون نواری موهای جلوی سر را پوشانده و با وضع مطلوبی به عقب سر برده است.

در جاى دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانى به رنگهاى شاد و ارغوانى و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزى بیضى منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیرى به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوى روى سر می افتاده که عمامه (نوعى کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مى پوشانیده است.

پوشش دوران ساسانیان:

در این دوره اردشیر دین زرتشت را دین رسمى کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده هاى ویران را بازسازى نمود. زنان در این دوره همچنان داراى حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان این دوره چنین آمده است: «چادر که از دوره هاى پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صور مختلف مورد استعمال داشته است.»

 

از آنجا که زرتشت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در ایران کمبودى نمى دیده است ، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید تا با پندهاى، خود ریشه هاى درونى حجاب را تعمیق و مستحکم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب معمول قرار دهد.

 

بررسی نقوش سنگی و طرح‌هایی از چندین بشقاب باستانی نشان می‌دهد که بانوان ساسانی پیراهنی بلند با آستین یا بدون آستین ، پرچین و گشاد می پوشیده اند و آن را با نواری در زیر سینه مانند زنان اشکانی جمع می کردند، از طرز قلم زنی و چین سازی پیراهن و دامن پیداست که در انتهای دامن بر پشت پا ، پارچه ای اضافه و پرچین به آن دوخته اند یقه پیراهن آنان اغلب گرد ولی یقه جلو باز تا پایین تر از سینه نیز دیده می شود زنان ساسانی گاهی چادر گشاد و پرچین سر می کردند که تا ساق پا می رسیده است.

پوشش دوران صفویان:

به دلیل توجه صفویان به آداب و رسوم و مذهب خاص ایرانی و مذهب اثنی عشری، رشته های گوناگون صنعت و هنر، پیشرفت شایانی داشته است ، که در این میان پوشاک بانوان ، با توجه به بافت خاص اجتماعی – مذهبی آن روزگار شکل خاصی به خود گرفت.

 

پیراهن ها، اغلب رنگارنگ و گلدار و زربفت ابریشمی بود و روی آن قبای جلو باز بلندی تا مچ پا به پا می کردند و کمربندی به کمر می بستند بصورتی که محکم روی کمر قرار نگیرد، کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبه دوزی شده، جوراب ساقه کوتاه پارچه ای از جمله پوشاک و لباسی بودند که در فصل زمستان مورد استفاده زنان قرار می گرفتند.

 

زنان هنگام بیرون رفتن از خانه چادر بزرگ سفید یا بنفش رنگی، به سر می کردند که تمامی بدن آنان را می پوشاند و فقط جلوی صورت باز می ماند که بوسیله آن می توانستند پیش روی خود را ببینند.

پوشش دوران زندیه:

در دوره نادرشاه افشار و خاندان او از تجملات لباس ها کاسته شد و جامه ها فرمی ساده تر به خود گرفتند. از خصوصیات جامه های این دوره کوتاه شدن دامن پیراهن ها (بلوز) و قبا بود و فرم شلوار(تنگ یا گشاد) و جنس وتزیینات آن اهمیت بیشتری پیدا کرد. پوشاک در دروه زندیه عموما به این صورت بود که زنان پیراهن تنگی در بر می کردند که پارچه آن اغلب از نخ و ابریشم بود. یقه گرد (بدون یقه) که در وسط آن چاکی بوسیله روبان یا دکمه در زیر گلو بسته می شد.

در مواقع احتیاج روی پیراهن ، اغلب ارخالق ( کت بلندی است که تا نصف بدن را می پوشاند) آستین سنبو سه یا کلیجه ( کت بلندی که تا روی ران می رسید روی از خالق می پوشیدند) آستین کوتاه می پوشیدند.

زنان این دروه مانند مردان، شلوار گشاد و بلندی که از پارچه های راه راه که بطور مورب دوخته می شد به پا می کردند و روی آن دامن گشاد و نسبتا بلندی می پوشیدند که تا وسط ساق پا می رسید.

زنان در این دوره روی سرخود توری یا پارچه زیبایی را بطور آزاد انداخته و با زیور وزینت ، موهای خود را می آراستند. کفش آنها نعلین یا ساغری نوک برگشته بود که فقط اندکی از سر انگشتان پا در داخل آن قرار می گرفت. زنان هنگام خروج از منزل چادر سیاه یا بنفش یا نیلی تند به سر می کردند و روی خود را با روبنده، کاملا می پوشاندند.

پوشش دوران قاجار:

پوشاک زنان در دروه قاجاریه شبیه لباسهای زندیه بوده و خیلی کم تغییر کرده است. پیراهن های چاک دار آستین بلند دوره قبل با دامنهای گشاد و پرچین بلند که لبه دامن را بوسیله یراق و گلابتون و.. . حاشیه داده تزیین می کردند، کمربندی طلا و نقره یا جواهر نشان به کمر می بستند. پوشاک در این دوره مانند دوره زندیه تور و کلاهک زینت سر بوده و چادر نماز و چارقد هنوز معمول نشده بود.

 

مسافرت ناصرالدین شاه قاجار به فرهنگ و روسیه و دیدن لباسهای بالرینهای پترزبورگ که شلوار بافته چسبان و نازکی به پا می کردند و زیر جامه بسیار کوتاهی به اندازه یک وجب روی آن می پوشیدند، شاه را برآن داشته که زنهای حرمسرای خود را که لباسشان شامل: پیراهن، ارخالق، کلیجه، شلیته، شلوار، جوراب، چارقد و کلاغی بود، به این لباس درآورد.

پوشش دوران پهلوی:

ورود اجناس و البسه گوناگون اروپایی و حضور خیاطان و طراحان فرانسوی، و تقلید از آنها، کم کم، باعث تغییراتی مهم در وضع لباس و پوشاک ایرانیان و خصوصا زنان ایرانی شد. به این ترتیب که، از طول و عرض چادر کاسته شد و چاقچور و روبنده در میان جوانان، اکثرا از بین رفت و پیچه عمومیت یافت، شلوار کشی تبدیل به جوراب های ساقه بلند ماشینی شد، پیراهن و شلیته و شلوار و چادر کمری جای خود را به پیراهن های بلند یک تکه که بلندی آن بر حسب مد روز تغییر می کرد، دادند و به جای ارخالق و نیم تنه، کت و ژیلت و بلوز به طرز دوخت اروپایی معمول شد و پارچه های زری و مخمل و تور، به کرپ و ساتن و کرپ دشین و ژرژت و..  تغییر یافت.

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on skype

مقاله را به اشتراک بگذارید | Share the post

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *