هنر قاجار | Qajar Art

شاهان قاجار برای تصویب و محکم کردن موقعیت خود، توجه زیادی به هنرهای تجسمی خویش نشان دادند. تصاویر عمومی در هنر سلسلهٔ قاجاریه، رابطه‌ای با تاریخ ایران باستان و دولت‌های آن دوران داشت و همچنین هویت نوین آن‌ها مدرن و اصلاح طلب بود؛ عنوانی که خود نیازمند تغییرات در حکومت و پذیرش تکنولوژی بود.

هنر قاجار به آثاری که در تاریخ 1160 هجری خورشیدی تا تاریخ 1304 هجری خورشیدی خلق شده اشاره میکند. تجربه ی مواجه ایران با هنر غرب در زمان قاجار اتفاق افتاد. دوران ناصرالدین شاه زمان اوج واردات گسترده از غرب و سفر چندبارهٔ پادشاه به کشورهای «فرنگی» بود. و همچنین گردشگران خارجی برای دیدن آنچه به آن “شرق اسرار آمیز” میگفتند، به ایران سفر میکردند. پادشاهی فتحعلی شاه و محمدشاه سرآغاز واردات نقاشی ها و آثار هنری اروپا به ایران بود.

شاهان قاجار برای تصویب و محکم کردن موقعیت خود، توجه زیادی به هنرهای تجسمی خویش نشان دادند. تصاویر عمومی در هنر سلسلهٔ قاجاریه، رابطه‌ای با تاریخ ایران باستان و دولت‌های آن دوران داشت و همچنین هویت نوین آن‌ها مدرن و اصلاح طلب بود؛ عنوانی که خود نیازمند تغییرات در حکومت و پذیرش تکنولوژی بود. در هنر نیز شاهدی نوآوری هایی از  جمله لیتوگرافی و عکاسی و کاربرد آنها با استفاده در نقاشی رنگ و روغن بودیم.

نقاشی قاجار: در سده نوزدهم میلادی معروف ترین نقاش ایرانی ابولحسن خان غفاری معروف به “صنیع الملک” بود که دانش آموخته ی رم و پاریس بود و بسیار عالی جهره ی سرشناسان ایرانی را نقاشی میکرد. صنیع الملک به تصویرسازی و نگارگری هفته نامه ی درباری”روزنامه ی دولت علیه ایران” گماشته شد.

صنیع الملک در کاخ گلستان آتلیه نقاشی خود را برپاکرد و هنرمندان بسیاری را در آنجا آموزش داد.از شاخص ترین شاکردان وی ، پسر برادرش محمد غفاری معروف به “کمال الملک” بود که دقیق ترین و نزدیک ترین نقاشی ها به واقعیت را میکشید.

کمال‌الملک نخستین مکتب هنری به سبک غربی را در ایران راه‌اندازی کرد. او با تحصیلات و نگرش آکادمیکش، و پس از بازگشت از اروپا در 1911، نقاشی ایران را از محدودیت‌های مرسوم در دربار قاجار، رهایی داد و برای نخستین بار واقع‌گرایی به سبک اروپایی را تجربه کرد.

نگاه وی به مدرنیته نگاهی تحسین بر انگیز بود و در آثار خود برای آوانگارد بودن، گاه واقع گرایی را با مقصود های سیاسی در هم می آمیخت. در نقاشی نامدار «تالار آینه» وی، ناصرالدین شاه همچون شخصیتی اسیر کاخ پرزرق و برق خود، و در ابعاد کوچک به نسبت بزرگی کاخ به تصویر کشیده است. هرچند او مکتب دیده ی غرب و آشنا با هنر کلاسیک اروپا بود، اما بازگشتش به ایران و علاقه شدید و پشتیبانی شاهان قاجار از هنر وی، او را از پیگیری سبک‌های هنری جدیدتری که در همان هنگام در غرب در حال رشد بودند، بازداشت.

با مرگ کمال الملک در 1940میلادی ، نزدیک به بیست سال طول کشید تا مکتب”سقا خانه” جای مکتب وی را بگیرد.

مکتب سقاخانه: مکتب سقاخانه جریانی هنری بود که در دهه  1340 شمسی در ایران شکل گرفت. در جهت ایرانیزه کردن هنر مدرن وبا درگیری‌ سنت گرایان  در حالی که مکتب رایج در عرصه بین‌المللی، هنر مردمی یا پاپ آرت در حال عبور و انقضای دوره خود بود، عده‌ای از هنرمندان نوآور ایرانی، مکتب جدیدی را بنیان نهادند که تأثیر بسیاری بر تحولات هنر معاصر ایران و حتا نوآوری‌های عرصه خوشنویسی از خود باقی گذاشت، این مکتب یا جنبش هنری بعدها به‌نام مکتب سقاخانه شهرت یافت. نخستین بار کریم امامی در توصیف آثار حسین زنده رودی نام «سقاخانه» را به کار برد.

این هنرمندان در جستجوی تعریف دوباره‌ای از زیبایی‌های ملی و سنتی برآمدند؛ و یا به بیانی دیگر این هنرمندان با عشق به زوایای فرهنگ ملی و نگاهی گسترده به فرهنگ جهانی به فکر افتادند که مکتبی ملی- بین‌المللی تأسیس نمایند و حتی شاید بدون تمهیدی اولیه و به صورتی طبیعی به سوی تأسیس مکتب فوق کشانده شدند رویکرد اینان به اشیاء و عناصر بصری محیط اطراف زندگی مردم که در سقاخانه و زیارتگاه‌ها و اماکن مذهبی وجود داشت، باعث شد که از این اشیاء در فضای معاصر تعریف مجددی به‌عمل آید و در سامان‌دهی تازه و بدیعی، به‌مکتبی جدید و قابل قبول و سرشار از نوآوری تبدیل شود.



نقاشی زنان: پوشش معمول زنان متوسط دوره قاجار چادر بود، اما در این دوره شاهد نقاشی هایی از زنان بدون چادر ، در جامعه ی بشدت سنتی هستیم که امری بسیار عجیب و نامعقول بود.


سینما در دوران قاجار: سینما پنج سال پس از اختراعش به ایران راه یافت و اولین سالن سینما حدود 13 سال پس از اولین آن در جهان، در ایران آغاز به کار کرد. در همان دو سه دهه آخر قاجار، سینما در ایران گسترش فراوانی یافت. سالن‌های نمایش متعددی در تهران و شهرهای بزرگ شکل گرفت و ضبط و تولید فیلم‌های مستند، خبری و کوتاه آغاز شد. همین‌طور تلاش‌هایی برای آموزش نظام‌مند سینما. اما اولین فیلم‌های بلند داستانی در دوره بعدی (پهلوی اول) ساخته شدند.

خوشنویسی در دوران قاجار: خوشنویسی بخش جدایی‌ناپذیر هنر ایرانی است. در اسلام نسبت به ترسیم شکل انسان ممنوعیت‌هایی وجود داشته و شاید این یکی از علل گسترش خوشنویسی در فرهنگ اسلامی است. گرچه از الفبای عربی در گستره بزرگی در منطقه استفاده می‌شود اما ایرانیان تلاش گسترده‌ای برای مالکیت بر این الفبا انجام داده‌اند. برای مثال ایرانیان با خلق سبک نستعلیق باعث شکوفایی خوشنویسی با این الفبا شده‌اند که امروزه در  بسیاری ازکشور های جنوب آسیا استفاده میشوند.


قصه‌ گویی دوران قاجار:قصه‌گویی از دیگر هنرهای مرسوم آن زمانه بود. هنری که در اواخر قاجار با افول مواجه شد. با این حال پادشاهان قاجار قصه‌گویان رسمی داشتند و شبکه قصه‌گویان دوره‌گرد هم در همه کشور فعال و مقبول بودند. قصه‌گویی همچون دیگر هنرها خود را با تحولات اجتماعی وفق داد و نقش قصه‌گویان در مشروطه و نهضت جنگل شاهدی بر آن است.

دلقک ‌ها در دربار قاجار:یکی از فعالیت‌های هنری مرسوم دربارهای قاجاری که پیش از ایشان چنان رسمیت و فراوانی نداشت، حضور دلقک‌ها بود. لوطی صالح شیرازی، کریم شیره‌ای، شیخ شیپور، اسماعیل بزار، شغال‌الملک، علییون، … گونه‌ای هنر درباری که مخلوطی از طنز و سخنوری و نمایش را ارائه می‌دادند.

عکاسی دوران قاجار:عکاسی هنر جدید آن دوران بود که به سرعت رواج یافته بود. ملک قاسم میرزا، شاهزاده غرب‌گرا اولین عکاس ایرانی است که در دوره محمدشاه قاجار به عکاسی پرداخته است. پادشاهان قاجار خود به عکاسی پرداختند و این هنر خیلی زود به کوچه و بازار و زندگی مردم راه یافت. عکاسی همچنین از طریق گراورسازی، نقشی جدید در صنعت نشر و مطبوعات یافت. جدا از عکاسان خارجی که در ایران عکاسی کردند، تأسیس عکاس‌خانه مبارکه، رواج عنوان عکاس‌باشی و آموزش عکاسی در دارالفنون نشان از جایگاه عکاسی در آن دوران دارد.



Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on skype

مقاله را به اشتراک بگذارید | Share the post

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *