تاریخ موسیقی ایران | History of music in Iran

موسیقی هنری است که پیش از اختراع زبان و خط و تبلور اندیشه و گفتمان در قالب اشکال و کلمات، در تمدن‌ و فرهنگ ایران جریان داشته است. به نحوی که در مراسم آیینی قبایل و بعدها در نظام کارآواها به هنگام زراعت و مشاغل جمعی دیگر، ابزاری برای هماهنگی و ارتباط به شمار می رفته است.

در ایران ، موسیقی از قدمتی دیرینه برخوردار است و تقریبا مطابق شواهد و اسناد تاریخی موجود، می توان رد پای آن را تا دوران اساطیری و پیشا‌تاریخی دنبال کرد. در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان تاریخ موسیقی ایرانی را به پیش و بعد از اسلام تقسیم کرد.

سنگ‌نوشته‌ها، حکاکی‌ها، شاهنامه‌ی فردوسی و اشعار منوچهری و فرخی، تندیس‌ها، نوشته‌های تاریخی هرودت مورخ یونانی، متون زرتشتیان و کنده‌کاری بر روی ظروف، از جمله منابعی هستند که می‌توان تا حدودی نام، شکل و کاربرد آلات موسیقی، چگونگی ساخت برخی سازها، کارکرد موسیقی در مراسم اجتماعی، درباری و مذهبی و نام موسیقی دانان و نغمات را از آنها استخراج نمود.

دوران پیش از اسلام  مربوط به زمان قبل از حمله اعراب به ایران است.

این دوران، خود به دوره‌های کوچکتری از سلسله‌های ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی بخش‌بندی می‌شود.

بخشی نیز مربوط به قبل از این سلسله‌ها در تمدن عیلام و بخشی در زمان پیش از تاریخ یا اساطیری است.

به علت تاثیر متقابل موسیقی شرقی در دوران باستان، موسیقی ایرانی یا موسیقی شرقی می‌تواند مشترکات بسیاری با موسیقی هند، ترکیه و عراق داشته باشد.

 

در دوران باستان، موسیقی وسیله‌ای برای برقراری ارتباط بود. بعدها به بخشی از باور و آیین مردم تبدیل شد و در مراسم سوگواری و شادی نواخته می‌شد.

بر اساس نشان و مهری قدیمی که در چغامیش یافت شده و قدمت آن به ۳۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد، در استان خوزستان در جنوب ایران قدیمی‌ترین ارکستر جهان وجود داشته است.

در قرن هشتم میلادی موسیقی عیلامی‌ها تحت تاثیر آشوریان بود. حتی در دوران هخامنشیان نیز این تأثیر وجود داشت. در دوران سلوکیان و پارت‌ها هنر یونان بر موسیقی ایرانی تاثیر گذاشت. اما در دوران ساسانیان بود که موسیقی ایرانی هویت جدید و مستقلی پیدا کرد.

دوران هخامنشیان

در دوران هخامنشیان، سه نوع موسیقی در ایران رواج داشت: مذهبی، نظامی و محلی. موسیقی مذهبی نوع خاصی از سروده‌ها بود که گاتها نامیده می شد و روحانیون آن را می خواندند و بیشتر به صورت آوایی بود، نه همراه با ساز. این سرودها موسیقی ایرانی را از دیگر موسیقی های آن زمان مانند موسیقی آشوری، بابلی یا سامی متمایز می‌کرد.هنوز شاهد تاثیر این نوع موسیقی در ایران هستیم.

دوران ساسانیان

تاریخ موسیقی ایران در دربار ساسانیان تحولات جدیدی را به همراه داشت. این هنر به یکی از بخش‌های مهم آموزش و تدریس تبدیل شد. گفته می‌شود که حدود ۱۲ هزار نوازنده هندی برای مهاجرت از هند به ایران دعوت شدند تا با اجرای موسیقی در نقاط مختلف امپراتوری ایران، شادی و نشاط بیاورند.

در دوران انوشیروان موسیقی به جایگاهی بالا دست یافت. موسیقی ایرانی به جهان عرب راه یافت و آنها از این موسیقی تقلید کردند و توانستند پایه‌های این هنر را بنا کنند.

باربد، رامتین، سرکیس، بامشاد، نکیسا و آزادور چنگی چهره‌های شاخص در میان موسیقیدان‌های دوران ساسانیان بودند که قطعاتی فراموش نشدنی نواختند و پایه‌های برخی از مکتب های موسیقی را بنا نهادند که هنوز در ایران نواخته می شود. علاوه بر این، تأثیر آیین مانی و مزدایی در موسیقی آن زمان را نمی‌توان انکار کرد. خنیاگری نیز سنت باستانی دیگر ایران بود که همه اقشار مردم آن را دوست داشتند.

 

از دوران باستان ایران تا پایان دوران ساسانیان یعنی در طول ۱۲۰۰ سال اطلاعات بیشتری در مورد سازهای موسیقی ساخته و نواخته شده وجود ندارد و تنها تعداد کمی از این سازها وجود دارند که قدیمی هستند و به دوران پیش از هخامنشیان باز می گردند و در نوع خود در جهان منحصر به فرد و جزو اولین نمونه ها به حساب می آیند.

تاریخ موسیقی ایرانی پس از اسلام

در ابتدای دوران اسلامی،  خلفا موسیقی ایرانی را در تضاد با قوانین اسلامی می‌دانستند، هنرمندان ایرانی هم به هر طریقی که می شد، موسیقی را حفظ کردند و آن را از شادی به غم تغییر دادند تا با حال و هوای مردم مطابقت یابد. ارتش اعراب به موسیقی جنگی تمایل داشت. سازهای موسیقی که آنها در اختیار داشتند، ظاهراً شامل طبل و شیپور می‌شد. آن‌ها از موسیقی ایرانی چیزهای زیادی یاد گرفتند و امروزه در میان ۵۲ نوع مختلف موسیقی عربی مصر، سوریه و لبنان ۳۰ نوع از دستگاه های قدیمی موسیقی ایرانی وجود دارد که وارد موسیقی آنها شده است.

دو خلیفه اول اهل موسیقی نبودند و آن را ممنوع کردند. آنها از این هم فراتر رفتند و احکام سرسختانه ای مانند نقص عضو کردن برای کسانی وضع کردند که در این هنر شرکت می کردند.

حکومت خلیفه سوم با زندگی لوکس در دربار او آغاز شد. موسیقی به بخشی از زندگی تبدیل شد. زمانی که چهارمین خلیفه، قدرت گرفت، وضعیت موسیقی با حمایت‌های او بهبود یافت اما همچنان مسلمانان موسیقی را برابر با کارهایی مثل مصرف الکل، قمار و شهوت می دانستند.

در نتیجه ارتباط بیشتر خلفای اموی و عباسی با ارزش‌های زیبای موسیقی ایرانی، این هنر جایگاه بالاتری به دست آورد و تاریخ موسیقی ایرانی وارد مرحله جدیدی شد. از قرن دهم تا یازدهم میلادی چهره های بسیار مطرحی مانند فارابی و ابوعلی سینا در موسیقی ایرانی پدیدار شدند. ایرانیان مسلمان اولین نمونه های موسیقی مذهبی را نوشتند. عزاداری ایرانیان برای امام سوم شیعیان، به شکل موسیقی و نواختن آن در واقع راهی برای اعلام مخالفت با سیستم خلیفه و اعراب بود. صوفی ها شکل بدیعی از موسیقی را عرضه کردند. موسیقی سنتی آنها هنوز نواخته می‌شود.

در دوره‌ی اسلامی به طور کلی به دو دسته‌ی سازهای بادی(ذوات النفخ) و سازهای زهی(ذوات الاوتار) تقسیم‌بندی می‌شوند. نای سفید، سیه‌نای، سورنا، نفیر، موسیقار و ارغنون از جمله سازهای بادی هستند و عود، انواع تنبور، رباب، قانون، کمانچه وغژک نمونه ای از سازهای زهی می‌باشند.

از جمله موسیقی‌دانان و موسیقی‌نوازان برجسته‌ی این دوره می‌توان به ابراهیم و اسحاق موصلی، منصور زلزل، زریاب، ابن خردادبه و ابوالفرج اصفهانی اشاره کرد.

دوران سامانیان

سامانیان رنسانسی در تعصبات قومی و جغرافیایی مردم به وجود آوردند. آثار یونانی، بابلی، مصری، سوری، هندی و دیگر آثار هنری و علمی به دقت مطالعه شده و مورد استفاده قرار گرفت.

دوران سلجوقیان

شاهان سلجوقی و حاکمان آنها موسیقی را ارتقا دادند و از موسیقیدان‌ها حمایت کردند. نه تنها شهرهای بزرگ بلکه شهرهای کوچک و دیگر شهرها نیز در بسیاری از زمینه‌های هنری از جمله موسیقی رونق گرفتند. موسیقی نیز از جمله هنرهایی بود که تحت تاثیر قرار گرفتند.

دوران صفویان

موسیقی ایران بعد از آن هم به دلیل هجوم کشور های دیگر فراز و نشیب‌های زیادی تجربه کرد. در قرن شانزدهم میلادی، صفویان در ایران دوباره کشور را یکپارچه کردند و در حوزه سیاست و کارهای بسیار خوبی انجام دادند. اما اولین پادشاهان این سلسله تعصبات مذهبی و سیاست‌های سرسختانه ای داشتند. این سخت گیری ها موجب حذف هرگونه حمایت از فلسفه ای می‌شد که با موسیقی، شاعری و ادبیات مرتبط بود. تاریخ موسیقی ایرانی به همین دلیل در این دوره وارد یک دوره افول شد تا این که زمان شروع سلطنت شاه عباس اول فرا رسید.

در ضمن، بسیاری از موسیقیدانان ایرانی به کشورهای دیگر به خصوص هند مهاجرت کردند. متاسفانه خیلی دیر شده بود و این اولین باری نبود که موسیقی ایرانی در طول تاریخ خود به چنین بی مهری حکومتی روبرو می شد. حمایت شاه عباس اول نتوانست باعث شکوفایی موسیقی شود و آن را به جایگاه قبلی خود برگرداند.

نقاره زدن احیا شد و در این دوران ادامه یافت. نقاره یک جفت دهل است که یکی از آنها صدای بم و دیگری صدای زیر ایجاد می‌کند. سنت نقاره زدن به دوران آیین میترایی در ایران باز می گردد، یعنی زمانی که سازهای مختلف موسیقی همراه با نقاره هر روز در پنج زمان مختلف، از جمله زمان طلوع و غروب آفتاب، نواخته می شدند. در دوران صفویان و بعد از آن‌ها، نقاره در مراسم‌ مختلفی نواخته می‌شد.

دوران زندیه

کریم خان از موسیقی حمایت کرد و بر این باور بود که آرامش و خوشحالی خود و مردمانش مهم‌تر از وسعت بخشیدن به مرزهای ایران است. حکومت او دوام زیادی نداشت.

 

دوران قاجاریه

در طول اولین دوره حکومت سلسله قاجار، شاهان این سلسله به دنبال زندگی راحت و آسایش بودند. در همین دوران بود که تاریخ موسیقی ایرانی در راهی قرار گرفت که تا امروز زنده مانده است. اساتید مشهور موسیقی ظهور پیدا کردند و قطعات بسیاری ساختند. موسیقی شاد قدیمی نیز تا حدودی احیا شد.

در سال ۱۸۴۷ میلادی، امیرکبیر، نخست وزیر ناصرالدین‌شاه، یک ژنرال فرانسوی را به ایران دعوت کرد تا موسیقی نظامی را آموزش دهد. در نتیجه، دانشجویان ایرانی با اصول نظری و عملی موسیقی غربی آشنا شدند. گرامافون در زمان حضور این ژنرال فرانسوی در ایران و با تلاش های او وارد کشور شد. این نیز نقطه عطفی در تاریخ موسیقی ایرانی به حساب می آید.

 

انقلاب مشروطه

همزمان با انقلاب مشروطه در ایران، موسیقیدانان جوان به دنبال اشکال جدید موسیقی بودند تا آن را با تغییرات جامعه همراه کنند. حاصل تلاش آن‌ها محبوبیت بسیاری پیدا کرد و مردم در نقاط مختلف ایران آن را دوست داشتند.

دوران پهلوی

در طول دوران حکومت پهلوی، بسیاری از جوانان برای تحصیل به اروپا رفتند. افراد تحصیل کرده به ایران بازگشتند و متعاقباً موسیقی ایرانی را در ایران بر اساس بینش جدیدی که بر پایه اصول و قوانین اروپایی بود، آموزش می دادند. علینقی وزیری اولین ارکستر مدرن ایرانی را با استفاده از سازهای موسیقی ایرانی و غربی برگزار کرد. بنیاد های موسیقی، مجلات، روزنامه ها و کتاب های مربوط به موسیقی شروع به کار کردند و موسیقی نهادینه شد. به این ترتیب، موسیقی ایرانی به لحاظ تاریخی، وارد مرجله جدیدی شد.

در سال ۱۹۳۷ میلادی، ارکستر سمفونیک تهران کار خود را آغاز کرد و موسیقی غربی و ایرانی را اجرا کرد. در سال ۱۹۵۲ میلادی، موسیقی پاپ در ایران آغاز شد. موسیقی سنتی از سوی مقامات مورد توجه بسیار کمی قرار گرفت.

در عوض، کاباره ها باز شدند و هیچ موسیقی که از گذشتگان به ارث رسیده بود، در آن اجرا نمی‌شد. تنها دو گروه موسیقی به نام شیدا و عارف در ایران بودند که موسیقی سنتی را زنده نگه می داشتند. البته بعضی موسیقیدان‌ها، موسیقی ارزشمند پاپ را وارد ایران کردند.

معرفی چند تن از اساتید  موسیقی اصیل ایرانی:

درویش خان

درویش خان از اساتید موسیقی ایران بود که در نوازندگی دستی چیره و فن منحصربه‌فرد و در نواختن تار و سه تار به یک اندازه مهارت و توانایی داشت. از مضرابی قـوی و درعین‌حال شفاف برخوردار بود وزیرهایش پی‌درپی، شمرده و پـخـته بود و پـنجه‌اش روی ساز نرم و لطیف حرکت می‌کرد. قدرت او در نوازندگی چنان بود که شنوندگان سازش از تعـجب، غالباً ساکت و خاموش می‌شدند. استحکام و زیـبایی آثـارش، نشان از نبوغ سرشار و پـشـتوانه صحیح موسیقی کلاسیک در ذهن او داشت.

درویش خان از نبوغی خاص نیز بهره می‌برد و همین نبوغ سبب شد تا برخی از فرم های موسیقی ایرانی را ابداع کند که ازجمله آن‌ها می‌توان به تـثـبـیت رنگ و ابداع درآمد و افـزودن سیم ششم به تار اشاره کرد.

صفحات به‌جامانده از این استاد فقـید به‌خوبی میزان مهـارت و تـوانایی‌های او را نشان می‌دهد. صفحاتی که باهنر نمایی استادان نامور موسیقی ایرانی مانـند سید احـمدخان، سید حسین طاهرزاده، اقـبال السلطان، عـبدالله دوامی، رضاقـلی خان تـجـریشی، باقـرخان رامشگـر، مشیر همایون شهـردار، حسین‌خان هنگ آفـرین، اکبر خان رشـتی و میرزا اسدالله خان پرشده است.

از شاگردان او که موفـق به دریافـت تـبرزین طـلا شدند، می‌توان از مرتضی نی داوود، ابوالحسن صبا، موسی معـروفی و سعـید هـرمزی نام برد. شاگردان دیگـر او که مسـتـقـیـم یا غیرمستقیم از او کسب فـیض کردند، عبارت اند از: حسیـنعلی غـفاری، شکری (ادیب السلطنه)، علی محمد صفایی (سازنده سه تار)، عبدالله دادور (قـوام السلطان)، حسین سنجری، ارسلان درگاهی و نورعلی برومند.

 ابوالحسن صبا

صبا بی‌شک از بزرگان موسیقی ایرانی به شمار می‌رود در نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی داشت و تمام سازه‌ای ایرانی همچون سنتور، تار، سه تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و نیز پیانو را در حد استادی می‌نواخت ولی ویولن و سه تار را به‌عنوان سازه‌ای تخصصی خود برگزیده بود .او در مدرسه عالی موسیقی شاگرد علی‌نقی وزیری بود و بعدها تک‌نواز ارکستر او شد.

در سال ۱۳۱۹ که رادیو تهران تأسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی همچنان در هنرستان موسیقی مشغول آموزش و پژوهش درزمینهٔ موسیقی بود و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و به علاقه‌مندان آموزش می‌داد

ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و در تمام جریان‌های موسیقی ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت.وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت، زبان انگلیسی می‌دانست و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود.

مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغازشده بود با صبا به اوج رسید و شاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.

شعر شهریار در سوگ مرگ ابوالحسن صبا:

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی؟

چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟

حسن کسایی

استاد کسایی که بی‌شک یکی از بزرگان موسیقی اصیل ایرانی محسوب می‌شود توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد تا نوازندگی نی او، به رادیو راه پیدا کند. تک‌نوازی‌ها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و… باعث شد تا نی همردیف سازه‌ای دیگر قرار بگیرد. کسائی بی‌شک از زبده‌ترین استادان نی نوازی ایران به شمار می‌رفت.

 

فرامرز پایور

فرامرز پایور از بزرگان موسیقی اصیل ایرانی کار خود را در وزارت فرهنگ و هنر آن زمان و از سال ۱۳۳۷ آموزش سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتور نوازی بود که روی سنتور، نوا سازی می‌کرد و تنها در پی بداهه‌نوازی نبود. به‌بیان‌دیگر، نخستین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود.

کوشش‌های فرامرز پایور، پلی بود بین میراث ابوالحسن صبا و مرتضی محجوبی و جریانی که جوانان موسیقی‌دان و تحصیل‌کرده در دانشکده هنرهای زیبا از اوایل دهه ۱۳۵۰ به راه انداختند و الگوی موسیقی ایرانی امروزی شدند. در فاصله زمانی بین این دو، یعنی حدود پانزده سال، هیچ‌کس جز فرامرز پایور، کار جدی و پیگیر درزمینهٔ موسیقی اصیل انجام نمی‌داد. از شاگردان بزرگ پایور می‌توان به محمدرضا شجریان اشاره کرد که در سال ۱۳۵۰ با فرامرز پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف‌های آوازی را با او دنبال کرد.

محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان که نغمه صدای او در بین اوای بزرگان موسیقی ایران سرآمد بود، رئیس سابق شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز (که به‌افتخار استاد جلیل شهناز نام‌گذاری شده) و مبدع چند ساز موسیقی بود. همچنین از فرزندان محمدرضا شجریان، همایون و مژگان درزمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. شجریان در قرائت قرآن نیز فعالیت داشته و دعای ربنا معروف‌ترین تلاوت قرآنیِ اوست. از بزرگان موسیقی ایران که آوای آن‌ها زبانزد همگان است و شاگردان شجریان محسوب می‌شوند می‌توان به ایرج بسطامی، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش، علی جهان دار و پسرش همایون از شاگردان شجریان اشاره کرد.

 جلیل شهناز

استاد جلیل شهناز از بزرگان موسیقی ایران و تارنوازی ایران است.از استاد شجریان نقل است که درباره جلیل شهناز می‌گوید: ساز شهناز در من زندگی می‌کند و من با ساز شهناز زندگی می‌کنم. من تنها خواننده‌ای هستم که خودم را شاگرد جلیل شهناز می‌دانم. ساز این نوازنده بی‌بدیل، یک ساز آوازی است؛ برخلاف دیگر نوازنده‌ها که ۸۰ درصد سازی می‌زنند و فقط ۲۰ درصد آوازی. جلیل شهناز به بیان واقعی در نوازندگی تار رسیده است؛ چراکه در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان است.

استاد پرویز یاحقی شعری دارد منسوب به استاد بزرگ موسیقی ایران جلیل شهناز که می گوید:

یک‌عمر توان به ساز دمساز شدن وز ساز نواختن سرافراز شدن

صدسال توان به تار مضراب زدن اما نتوان جلیل شهناز شدن

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on skype

مقاله را به اشتراک بگذارید | Share the post

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *