افسانه های پارسی(بخش سوم) | persian legends(third part)

افسانه شامل داستان‌هایی است که سینه به سینه منتقل شده و ماجراها و قهرمانانی که پاسخگوی حس کنجکاوی و غرور و وطن‌پرستی‌ مردم بوده و به آن میبالیدند. بیشتر این افسانه‌ها، در کتاب «اوستا»، مجموعه‌ای ازکهن‌ترین نوشتار و سروده‌های ایرانیان گرد آمده؛ گروهی دیگر، خرافه‌هایی ساخته و پرداخته ذهن خلاق پیشینیان است که دلیل علمی برای آن وجود ندارد.

					

 

اشموغ:

اشموغ یا اسموغ در اساطیر ایران دیو فریبکاری است که دروغ میگوید، فتنه میکند، سخنچینی میکند و دو به هم زن روابط دوستانه است.اَشموغ ها در بازی گرشاسپ، یکی از نژادهای چهارگانه، موجوداتی خونخوار و وحشی و از متحدان دیوها و پیروان هیتاسپ هستند. آن ها اندازه های متفاوت و سلاح های گوناگونی دارند و معمولاً در دسته های چندنفره به کشتار و غارت می پردازند.

 

ققنوس:

این پرنده ی مقدس افسانه ای مرغی نادر و تنهاست و جفت و زایشی ندارد. اما هزار سال یک بار، بر توده‌ای بزرگ از هیزم بال می‌گشاید و آواز می‌خواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار خویش آتشی می‌افروزد و با سوختن در آتش تخمی از وی پدید می‌آید که بلافاصله آتش می‌گیرد و می‌سوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد می‌شود. ققنوس در اغلب فرهنگ‌ها نماد جاودانگی و عمر دگربار تلقی شده‌است. امّا برخی فرهنگ‌ها ویژگی‌های دیگر هم به او نسبت داده‌اند. از جمله در مورد او گفته شده: اشک ققنوس زخم را درمان می‌کند، ققنوس صدای دل نشینی دارد، موسیقی از آوای او پدید آمده‌است و…

علامه دهخدا در توصیف ققنوس نوشته‌است: گویند ققنوس هزار سال عمر کند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید هیزم بسیار جمع سازد و بر بالای آن نشیند و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال برهم زند چنان‌که آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش بیضه‌ای پدید آید و او را جفت نمی‌باشد و موسیقی را از آواز او دریافته‌اند. (به نقل از برهان قاطع)


دوال پا:

دَوال‌پا یک موجود افسانه ای است که بالاتنه انسان دارد و پاهایش مانند تسمه دراز و پیچنده‌اند. دوال‌پا در زبان فارسی مصداق آدم سمجی است که به کسی یا چیزی میچسبد و اورا رها نمیکند. .دوال‌پا در افسانه‌های ایرانی این‌گونه توصیف شده:” موجود به ظاهر بدبخت و ذلیل و زبونی است که به راه مردمان نشیند و نوحه و گریه آن‌چنان سر دهد که دل سنگ به ناتوانی او رحم آورد. چون گذرنده‌ای بر او بگذرد و از او سبب اندوه بپرسد گوید: بیمارم و کسی نیست مرا به خانه‌ام که در این نزدیکی است برساند؛ و عابر چون گوید: بیا تو را کمک کنم. دوالپا به پشت عابر بنشیند و پاهای تسمه‌مانند چهل‌متری خود را که زیر بدن پنهان کرده بود گشوده گرداگرد بدن عابر چنان بپیچد و استوار کند که عابر را تا پایان عمر از دست او خلاصی نباشد”.

مرغ آمین:

مرغ آمین در فولکور مردم ایران، نام فرشته ای  است که مدام در پرواز است و در بلند ترین نقطه پرواز میکند..مرغ آمین قوی ترین شنوایی را از بین موجودات دارا است..معروف است که اگر کسی نیازی داشته باشد و آن را بیان کند و همان دم مرغ آمین نیز از فراز سر او بگذرد، نیاز و دعا های او برآورده می‌شود.در اعتقاد عامه فرشته‌ای است که در هوا پرواز میکند و همیشه آمین می گوید و هر دعایی که به آمینش برسد مستجاب می شود. در عقاید عامیانه ، این است که گاهی در حین دعا یا نفرین مرغی به نام مرغ آمین در پرواز باشد و سبب برآمدن و مستجاب شدن آن نفرین یا دعا می گردد.

“فرشته‌ای است که در آسمان پرواز می‌کند و مدام آمین می‌گوید و اگر دعایی به آمین او اصابت کند مستجاب می‌شود”

البته آمین نام ستاره‌ای نیز هست که به هنگام طلوع آن، دعا مستجاب می‌شود.

 

 

آشوزرتشت:

نام جغد افسانه‌ای یا پرنده بهمن و هومن در  افسانه های ایرانی است که ناخن می‌خورد. اشوزوشت را اهورامزدا آفریده‌ تا یاریگر نیروهای خوبی باشد. او اوستا میخواند و با خواندن آن دیو ها به ترس  در می آیند و هنگامی که زرتشت ناخون خود را می گیرد پیروان خوبی بایستی ورد ویژه ای بخوانند افسونی بر این ناخون ها قرار دهند، و مرغ وهومن آنها را بخورد. اگر این کار صورت نگیرد و آن ناخون ها به دست دیوان و جادوگران بیفتد، آنها می توانند اشوزرتشت را مورد هدف قرار دهند. در اسطوره های ایرانی، اشوزوشت را خدایگان آفریده اند تا در مقابل اهریمن قرار گیرد.

نسناس:

نوعی جن است که بدنش نیمی از اعضای انسان همانند یک پا ویک دست و یک چشم دارد. و نیمی دیگر مانند پرنده است، برخی معتقدند که نسناس دو جنس نر و ماده دارد. برخی آن را تشبیه به  میمون و شامپانزه کرده اند.در فرهنگ عامیانه به نوعی از بوزینه ی بی دم هم اطلاق می شود.

زار :

در زبان فارسی به معنی حالت آشفته و نزار و خراب است، اما به صورت اصطلاحی نام یکی از موجودات تخیلی در جنوب ایران و کرانه های خلیج فارس است. 

برگزارگنندگان مراسم زار با نواختن طبل ها، دهل ها و یا دمام هایشان، افراد را به یک شوریدگی جذبه گونه دچار می سازند.

 عفریت:

عفریت یا عفریته همان ابلیس است. البته معنای عامتری نیز دارد؛ عفریت به معنای فرد گردنکش و خبیث نیز گفته شده است.

در قرآن سوره مورچه (نمل) نیز آیه ۹۳ اشاره به عفریتی که با سلیمان سخن گفته، رفته است.

لولوخورخوره:

لولو خورخوره یا لولو موجودی خیالی است ساخته و پرداختهٔ پندار افراد جهت ترساندن کودکان شیطان. مادران و پدران معمولاً برای کنترل رفتار کودک کوچک، به ویژه برای اطمینان از اینکه کودک غذای خود را بخورد به او تلقین می کنند که در صورت بدرفتاری یا نخوردن غدا، لولو آنها را خواهد خورد. شکل و ریخت خاصی برای لولوخورخوره تعریف نشده است.

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on skype

مقاله را به اشتراک بگذارید | Share the post

Leave a Reply

Your email address will not be published.